
ابن
شهر آشوب رحمت الله عليه در «معالم العلماء» در ترجمه شيخ مفيد گفته: اين
لقب را صاحب الامر عليه السلام به شيخ مفيد داد چنانچه محدث قمى در «فوائد
الرضويه» فرموده: در توقيع شريف حضرت بقيه الله عليه السلام مرقوم است:
«للشيخ السديد و المولى الرشيد الشيخ المفيد».
اما بنابر آنچه در
ميان مردم مشهور است و چنانچه در كتابهاى «سرائر» و «مجالس المومنين» و
ديگران نوشته اند قاضى عبدالجبار معتزلى در بغداد در مجلس درس نشسته بود و
ائمه فريقين (شيعه و سنى) همه حاضر بودند.
شيخ مفيد كه مجتهد
شيعه بود و قاضى نام او را شنيده بود ولى او را نديده بود در مجلس درس حاضر
شد و در محل كفش كن مجلس نشست و بعد از لحظه اى خطاب به قاضى كرده گفت اگر
اجازه بدهيد از علما سوالى دارم. قاضى گفت: بپرسيد. گفت: آن خبر كه طايفه
شيعه روايت مى كنند كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله در روز غدير درباره
على عليه السلام فرموده: «من كنت مولاه فعلى مولاه» صحيح است يا شيعه آن را
ساخته است؟ قاضى گفت خبر صحيح است.
شيخ گفت: پس اين
خلافها و خصومت ها چيست؟ قاضى گفت اى برادر اين خبر روايت است ولى خلافت
ابابگر درايت است. آدم عاقل درايت را براى روايت ترك نمى كند. شيخ دوباره
پرسيد: چه مى گوئيد درباره خبرى كه از پيغمبر است كه فرمود: «يا على حربك
حربى و سلمك سلمى» يعنى يا على جنگ با تو جنگ با من است و صلح با تو صلح با
من است آيا اين خبر صحيح است؟ قاضى گفت: اى برادر آنها كه با على جنگيدند
بعدا توبه كردند.
شيخ فرمود: اى قاضى
جنگ با على عليه السلام درايت است ولى توبه كردن آنان روايت است. و به قول
شما روايت در مقابل درايت اعتبار ندارد. قاضى نتوانست جواب بدهد مدتى سر به
زير انداخت بعد گفت تو كه هستى؟ شيخ گفت: من محمد بن محمد بن نعمان حارثى
هستم. قاضى برخاست و دست شيخ را گرفت و در جاى خود نشاند و گفت: «انت
المفيد حقا» علما را خوش نيامد. قاضى گفت اين مرد مرا الزام كرد، اگر شما
جواب او را ميدانيد بگوئيد. همه ساكت ماندند. (1)
------------------
منابع:
1. مردان علم در ميدان عمل (جلد اول) - مؤلف : سيد نعمت الله حسينى