زندگي‌نامه آيت‌الله العظمي محمد‌تقي بهجت فومني(ره)

در این مقاله که در سایت به رنگ خدا فراهم شده است ابتدا بطور مفصل زندگی نامه کامل آیت الله محمد بهجت ،ویژگی های آیت الله محمد بهجت ، دستورالعمل های آیت الله محمد بهجت،رهنمودهای آیت الله بهجت (ره) به جوانان،سپس آیت الله بهجت (ره) در نگاه دیگر علما و در آخر هم

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت آیت الله بهجت پرداخته ایم ،که فهرست مقاله بصورت زیر است:

زندگی نامه آیت الله العظمی محمد بهجت فومنی:ولادت،تحصیلات،استادان آیت الله محمد بهجت،سیر و سلوک وعرفان آیت الله محمد بهجت،

مرجعیت ایت الله بهجت فومنی،هجرت،درس دادن،تألیفات آیت الله محمد بهجت وشاگردان ایشان

ویژگی های آیت الله العظمی بهجت( ره )

دستورالعمل های آیت الله بهجت (ره )

رهنمودهای آیت الله بهجت (ره) به جوانان

آیت الله بهجت (ره) در نگاه دیگر علما

پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت آیت الله بهجت

ادامه نوشته

حقیقت توبه چیست و چگونه توبه کنیم ؟

هنگامی که انسان به این حقیقت آگاه شد که در گذشته عمر از شناخت خدای متعال غفلت داشته ، و معلومش شد که جایگاه با عظمت نعمتها را درزندگی در راه خلاف و بیجا مصرف نموده و درنتیجه مبتلای به انواع گناهان با عظمت نعمتها را در زندگی در راه خلاف و بیجا مصرف نموده و درنتیجه مبتلای به انواع گناهان کبیره و صغیره شده و دچار خسارت گردیده  و داغ ننگ بندگی هوا و هوس و شیطان درون و برون را برپیشانی حیات خود زده ، برای جبران آن واجب است....

ادامه نوشته

نگاهی به زندگی و کار و کرامات مرحوم حاج مرشد چلویی

حتما بخونید جالبه

ادامه نوشته

ولادت امیر المومنین مبارک

از «عین» علی عیون ما بینا شد

وز «لام» علی لسان ما گویا شد

در «یا» ی علی نور خدا می بینم

زان نور محمد و علی پیدا شد

پرتوی از سخنان گهربار امام علی علیه السلام

- مسلمان آینۀ مسلمان است.

- بخدا قَسَم جز مؤمن مرا دوست نمی دارد و جز منافق با من دشمنی نمی کند.

- در دوستی با دوست مدارا کن ، شاید روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن خود نیز مدارا بورز ، زیرا شاید روزی دوست تو گردد.

- ای فرزند آدم! اندوه روز نیامده را بر امروزت میفزا ، زیرا اگر آن روز از عمر تو باشد خدا روزی تو را در آن روز خواهد رساند.

- کار اندکی که مداومت داشته باشد ، از عمل بسیاری که از آن به ستوه آیید ، بهتر است.

- هر گاه خدا بخواهد بنده ای را خوار سازد ، دانش را از او دور می کند.

- دو چیز است که هیچ کس قدر آن را نمی شناسد ، مگر کسی که آنها را از دست بدهد : جوانی و تندرستی

- ملاک دین راستگویی و یقین است.

منبع : قصص الانبیاء ، نوشته : سید نعمت الله جزائری

 

حیدر توئی صفدر توئی هم ساقی کوثر توئی

بعد از پسر عمت نبی از عرش بالاتر توئی

هم هل اتی هم واقعه آیات قرآنی همه

تورات و انجیل و زبور هم باعث قرآن توئی

«حاج سید علی جوادی»

 

برخیز که شاه اولیا میاید

سلطان سریر لافتی میباید

جبریل دهد مژده که از بیشۀ غیب

با نشو و نما شیر خدا میاید

عوض بازرگان(فاخر)

زندگی نامه امام علی علیه السلام

ولادت و حسب و نسب

تربیت اولیه آن خضرت

علی علیه السلام هنگام بعثت

نقش على عليه السلام در هجرت

خدمات نظامی علی علیه السلام

فتح مکه

غدیر خم

رحلت محمد صلی الله علیه

غوغای سقیفه

خلافت ابوبکر

شورای شش نفره عمر

نیازمندی خلفا به وجود امام علی

علل قتل عثمان

انتخاب امام به خلافت

جنگ جمل

جنگ صفین

معاویه  کیست

حکمیت و نتایج آن

جنگ نهروان

شهادت امام علی


شهادت امام موسی کاظم را بر جهان تشیه تسلیت میگوییم  

 

ابوالحسن موسي بن جعفر (ع) امام هفتم از ائمه اثني عشر (ع) ونهمين معصوم از چهارده معصوم (ع) تولد آن حضرت در ابواء(محلي ميان مكه و مدينه) به روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ق واقع شد.

 

 به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به (العبد الصالح) و به جهت علم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به (الكاظم) گرديد. آن حضرت به كنيه هاي ابو ابراهيم و ابو علي نيز معروف بوده است. مادر آن حضرت حميده كنيزي از اهل مغرب يا اندلس (اسپانيا) بوده است و نام پدر حميده را صاعد مغربي (بربري) گفته اند ..... برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده اند. امام موسي الكاظم (ع) هنوز كودك بود كه فقهاي مشهور مثل ابوحنيفه از او مسئله مي پرسيدند و كسب علم مي كردند بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع) (148 ق) در بيست سالگي به امامت رسيد و 35 سال رهبري و ولايت شيعيان را برعهده داشت....

 

  چگونگي به امامت رسيدن آن حضرت:

 در زمان حيات امام صادق (ع) كساني از اصحاب آن حضرت معتقد بودند پس از ايشان اسماعيل امام خواهد شد. اما اسماعيل در زمان حيات پدر از دنيا رفت ولي كساني مرگ او را باور نكردند و او را همچنان امام دانستند پس از وفات حضرت صادق (ع) عده اي چون از حيات اسماعيل مأيوس شدند پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و اسماعيليه امروز بر اين عقيده هستند و پس از او پسر او را امام مي دانند و همينطور به ترتيب و به تفضيلي كه در كتب اسماعيليه مذكور است. ـ پس از وفات حضرت صادق (ع) بزرگترين فرزند ايشان عبدالله نام داشت كه بعضي او را عبدالله افطحمي دانند اين عبدالله مقام و منزلت پسران ديگر حضرت صادق (ع) را نداشت و به قول شيخ مفيد در�ارشاد� متهم بود كه در اعتقادات با پدرش مخالف است و چون بزرگترين برادرانش از جهت سن و سال بود ادعاي امامت كرد و برخي نيز از او پيروي كردند اما چون ضعف دعوي و دانش او را ديدند روي از او برتافتند و فقط عده قليلي از او پيروي كردند كه فطحيه موسوم هستند.

ـ برادر ديگر امام موسي كاظم (ع) اسحق كه برادر تني آن حضرت بود به ورع و صلاح و اجتهاد معروف بود اما برادرش موسي كاظم (ع) را قبول داشت و حتي از پدرش روايت مي كرد كه او تصريح بر امامت آن حضرت كرده است.

ـ برادر ديگر آن حضرت به نام محمد بن جعفر مردي سخي و شجاع بود و از زيديه جاروديه بود و در زمان مامون در خراسان وفات يافت اماجلالت قدر و علو شأن و مكارم اخلاق و دانش وسيع امام موسي كاظم (ع) بقدري بارز و روشن بود كه اكثريت شيعه پس از وفات امام صادق (ع) به امامت او گرويدند و علاوه بر اين بسياري از شيوخ و خواص اصحاب حضرت صادق (ع) مانند مفضل ابن عمر جعفي و معاذين كثير و صغوان جمال و يعقوب سراج نص صريح امامت حضرت امام موسي الكاظم (ع) را از امام صادق (ع) روايت كردند و بدين ترتيب امامت ايشان در نظر اكثريت شيعه مسجل گرديد.

 

 ـ شخصيت اخلاقي:

 او در علم و تواضع و مكارم اخلاق و كثرت صدقات و سخاوت و بخشندگي ضرب المثل بود. بران و بدانديشان را با عفو و احسان بيكران خويش تربيت مي فرمود.

 شبها بطور ناشناس در كوچه هاي مدينه مي گشت و به مستمندان كمك مي كرد. مبلغ دويست، سيصد و چهارصد دينار در كيسه ها مي گذاشت و در مدينه ميان نيازمندان قسمت مي كرد. صرار (كيسه ها) موسي بن جعفر در مدينه معروف بود. و اگر به كسي صره اي مي رسيد بي نياز مي گشت معذلك در اطاقي كه نماز مي گذارد جز بوريا و مصحف و شمشير چيزي نبود.

 

 ـ برخورد حاكمان سياسي معاصر با امام:

مهدي خليفه عباسي امام را در بغداد بازداشت كرد اما بر اثر خوابي كه ديد و نيز تحت تأثير شخصيت امام از او عذرخواهي كرد و به مدينه اش بازگرداند گويند كه مهدي از امام تعهد گرفت كه بر او و فرزندانش قيام نكند اين روايت نشان مي دهد كه امام كاظم (ع) قيام را در آن زمان صلاح و شايسته نمي دانسته است و با آنكه از جهت كثرت عبادت و زهد به (العبد الصالح) معروف بوده است بقدري در انظار مردم مقامي والا و ارجمند داشته است كه او را شايسته مقام خلافت و امامت ظاهري نيز مي دانستند و همين امر موجب تشويش و اضطراب دستگاه خلافت گرديده و مهدي به حبس او فرمان داده است.

ـ زمخشري در (ربيع الابرار) آورده است كه هارون فرزند مهدي در يكي از ملاقاتها به امام پيشنهاد نمود فدك را تحويل بگيرد و حضرت نپذيرفت وقتي اصرار زياد كرد فرمود مي پذيرم به شرط آن كه تمام آن ملك را با حدودي كه تعيين مي كنم به من واگذاري، هارون گفت حدود آن چيست؟ امام فرمود يك حد آن به عدن است حد ديگرش به سمرقند و حد سومش به افريقيه (آفريقا) و حد چهارمش كناره درياي خزر است. هارون از شنيدن اين سخن سخت برآشفت و گفت: پس براي ما چه چيز باقي مي ماند؟ امام فرمود:
مي دانستم اگر حدود فدك را تعيين كنم آن را به مامسترد نخواهي كرد (يعني خلافت و اداره سراسر كشور اسلام حق منست) از آن روز هارون كمر به قتل موسي بن جعفر (ع) بست. در سفر هارون به مدينه هنگام زيارت قبر رسول الله (ص) در حضور سران قريش و روساي قبايل و علما و قضات بلاد اسلام گفت: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا بن عم و اين را از روي فخر فروشي به ديگران گفت. امام كاظم (ع) حاضر بود و فرمود: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا ابت (يعني سلام بر تو اي پدر من)مي گويند هارون دگرگون شد و خشم از چهره اش نمودار گرديد.

 

  زندان نمودن امام و چگونگي شهادت:

درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره  نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.

 عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را  به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.
 

نجمه همسر امام:

 نجمه , مادر بزرگوار امام رضا(ع ) و از زنان مومنه , پارسا, نجيب و پاكيزه بود.حميده ، همسر امام صادق (ع )، او را كه كنيزى از اهالى مغرب بود، خريد و به منزل برد.

نجمه در خانه امام صادق (ع )، حميده خاتون را بسيار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هيچ گاه نزدش نمى نشست !روزى حميده در عالم رويا، رسول گرامى اسلام (ص )را ديد كه به او فرمودند:اى حميده ! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خودموسى درآور زيرا از او فرزندى به دنيا خواهد آمد كه بهترين فرد روى زمين باشد.پس از اين پيام ، حميده به فرزندش امام كاظم (ع ) فرمود: پسرم !.نـجـمـه بانويى است كه من هرگز بهتر از او را نديده ام ، زيرا در زيركى و محاسن اخلاق ، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم ، تو نيز در حق او نيكى كن .ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر(ع ) و نجمه ، نورى شد كه در شكم مادر به تسبيح و تهليل مـشـغـول بـود و مـادر از آن ، احـسـاس سنگينى نمى كرد وچون به دنيا آمد، دست ها را بر زمين گذاشت ، سر را به سوى آسمان بلندكرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گويا با خدايش رازو نيازمى كرد.پس از تولد امام هشتم (ع )، اين بانوى مكرمه با تربيت گوهرى تابناك ، ارزشى فراتر يافت .

 

  فرزندان امام:

بنا به گفته شيخ مفيد در ارشاد امام موسي كاظم (ع) سي و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هيجده تن از آنها پسر بودند و علي بن موسي الرضا (ع) امام هشتم افضل ايشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسي و محمد بن موسي و ابراهيم بن موسي بودند. يكي از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله عليها است كه قبرش در قم مزار شيعيان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بيشتر نيز گفته اند.

 

  تأثير علمي آن بزرگوار:

امام هفتم (ع) با جمع روايات و احاديث و احكام و احياي سنن پدر گرامي و تعليم و ارشاد شيعيان، اسلام راستين را كه با تعاليم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام يافته بود حفظ و تقويت كرد و علي رغم موانع بسيار در راه انجام وظايف الهي تا آنجا پايداري كرد كه جان خود را فدا ساخت. 
 

سخنان برگزيده

* امام رضاعليه السلام: زيارَةُ قَبرِ أبي مِثلُ زِيارَةِ قَبِر الحُسَينِ؛

زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

* امام كاظم ‏عليه السلام: عَونُكَ لِلضَّعيفِ أفضَلُ الصَّدَقَةِ؛

 كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.

 * امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: إذا كانَ ثَلاثَةٌ في بَيتٍ فَلا يَتَناجى‏ إثنانِ دونَ صاحِبِهِما فَإنَّ ذلِكَ مِمّايَغُمُّهُ؛

هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

* امام كاظم ‏عليه السلام: لاتُذهِبِ الحِشمَةَ بَينَكَ و بَينَ أخيكَ وَأبْقِ مِنها فَإنَّ ذَهابَها ذَهابُ الحَياءِ؛

مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.

* امام كاظم ‏عليه السلام: أبلِغ خَيراً و قُل خَيراً ولا تَكُن أمُّعَةً؛
خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
* امام كاظم ‏عليه السلام: المُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ و لِلجازِعِ اثنَتانِ؛
مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.
* امام كاظم‏ عليه السلام: الصَّبرُ عَلَى العافِيَةِ أعظَمُ مِنَ الصَّبرِ عَلَى البَلاءِ؛
شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

آسان ترین راه های گناه نکردن

پرمودا باترا روانشناس هندی می‌گوید بزرگ‌ترین آتش‌های جهان را با یک فنجان آب می‌توان خاموش کرد. کافیست زمان را در یابید. یعنی به موقع اینکار انجام گیرد. زمانی که جرقه‌ای زده شد و آتش به تازگی در حال خود نمایی است همان موقع با یک فنجان آب آتش خاموش می‌شود. آسیب‌ها و گناهان را نیز در همان آغاز باید مهار کرد. بی مبالاتی و اهمال دامنه آنرا به سراسر زندگی گسترش داده و خاموش کردن آن کار بسیار دشوار و گاهی ناممکن خواهد بود .

ادامه نوشته

محکومیت اهانت به امام بزرگ شیعیان امام علی النقی

نقی! یعنی تو پاکی! پاک تر از ...

همان آبی که در جنت، روان است ...


در پی اهانت به امام بزرگوارمان (امام علی نقی علیه السلام) اقدام اهانت آمیز به امام عزیزمان را محکوم می کنیم.



نقی نامی كه فخر آسمان است
تلفظ كردنش خط دهان است
ز القاب امام هادی ماست
امامی كه عزيز شيعيان است
امام ماه روی باوقاری
كه جد حضرت صاحب زمان است
زلال چشمه های او پاك تر از
همان نهری كه در جنت روان است
نقی چون مظهر پاكيست نامش
برای قرن آسوده گران است
به نام مادر آئين سوگند
همان كه صبح چشمش جاودان است
نخواهد از نفس افتاد اين عشق
كه از هادی به قلب عاشقان است
به كوری دو چشم آن حقيری
كه از فرط حقارت بد دهان است
به هر ديوار اين دنيا نوشتيم
نقی زيباترين نام جهان است

خدایا به هادی الهدایا علی النقی نسل این افراد که نامشان را نمیخواهیم ببریم و مریدان آن ها را از زمین بردار

بیلش رو پارو کرده

داشتم تو وبلاگ دوستانم میگشتم دنبال مطلب که یهو چشمم به این مطلب اقتاد خیلی قشنگه یکی از ضرب المثل فارسیه حتما به ادامه مطلب بروید و بخوانید

ادامه نوشته

ماه رجب

                    

هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.  در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.   پوينده طريق بندگي و سالك راه ملكوت و رهسپار وادي معرفت و چشم انتظار بهار طاعت و مشتاق دعا و مناجات و مسئلت كه شير روز و زاهدي در دل ظلمت است و با اقليم توحيد آشنايي دارد و از جام محبت و دلدادگي جرعه هايي جانبخش نوشيده و طالب قرب، كرامت، تعالي و فضيلت مي باشد گاه رسيدن پر بركت سال همچون رجب، شعبان و رمضان همچون انسان هايي تشنه و مشتاق در انتظار گمشده آشناي خود در اين مواقع بسر مي برد تا از آب گوارا و نوشين حيات و معنويت سيراب شده و روح و روان خود را جاني نوين و طيب و طاهر ببخشد و با نظافت خانه دل و آراستن درون، خود را براي ميهماني خدا و درك ليله القدر ماه مبارك مهيا كند. آنان كه در وادي مراقبه و شهود در محضر خداي متعال گام برمي دارند چه خوب قدر چنين ايامي را مي دانند و بسيار سخت تر و هوشيارتر و جدي تر از دنياطلبان، به دنبال آن هستند تا مبادا سودي فاني و متاعي ارزاني از اين نشئه از دستشان بيرون رود، مراقبند تا نكند نفعي باقي و تجارتي راقي براي آخرت، از كفشانربوده گردد كه زيان و نقصان را در اين مي بينند. بر كسي كه مي خواهد به تصفيه درون بپردازد لازم است كه براي دستيابي به خرسندي خداوند تمامي توش و توان خود را به كار گيرد و براي خالص نمودن اعمال و احوال خويش و مصون نگه داشتن آنها از هر گزندي، در ايام ماه رجب مبادرت ورزد كه اگر بنده اي به اندك عملي به اين شيوه و با اين خصوصيات توفيق يابد او را كفايت مي كند، زيرا پاداشي كه پروردگار براي عمل ناب و عاري از آلودگي خودخواهي و شرك و نفاق، در نظر گرفته از حساب و شماره بيرون است.   از امام صادق(ع) نقل شده كه پيامبر ختمي مرتبت، حضرت محمد مصطفي(ص) فرمود:ماه رجب، ماه خداست در غايت حرمت و فضيلت. اگر كسي روزي از اين ماه را روزه بگيرد خداي را خشنود و شعله غضب الهي را خاموش نموده است و دري از درهاي جهنم به روي او بسته مي شود. رجب ماه استغفار امت من است، پس در اين ماه طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است و رجب را ((اصب)) مي گويند زيرا كه رحمت خداوند در اين ماه بر امت من بسيار ريخته مي شود، پس بسيار بگوئيد استغفر الله و اسئله التوبه.

ادامه نوشته